غزل شمارهٔ ۵۲۴۷

گرفته اوج ز بس فیض نوبهار امسال
یکی شده است لب بام و جویبار امسال
خمیر مایه چندین بهار آینده است
زمین ز ابر شد از بس که مایه دار امسال
نکرده راست نفس سرو خوشخرام شود
اگر بلند شود از زمین غبارامسال
چنین که رشته باران ز هم نمی گسلد
دل دو نیم نماند به روزگار امسال
اگر نه صبح قیامت بود شکوفه چرا
نهفته های زمین گشت آشکار امسال
شکوفه همچو ثمر پشت شاخ خم سازد
چنین هجوم کند گر به شاخسار امسال
غریب نیست که زاهد برآید از خشکی
چنین که شد درو دیوار میگسارامسال
ز نوبهار هوا شد چنان به کیفیت
که میکشان شکنند از هوا خمارامسال
ز دست توبه گرفته است جوش لاله و گل
چو برگهای خزان دیده اختیار امسال
به دیده تیغ مرصع نیام می آید
ز جوش لاله و گل تیغ کوهسار امسال
بجز گرفتن جام و نظاره ساقی
نمی رود دل ودستم به هیچ کارامسال
غنی زآب خمارند میکشان صائب
ز بس هوا ز رطوبت شد آبدار امسال